شبکه بهداشت و درمان فریدونکنار
۱۳۹۹ يکشنبه ۲۶ مرداد
br ENGLISH
تاریخ: 1397/10/30 تعداد بازدید: 54
علت و چگونگي شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
ايام فاطميه زمان مناسبي است براي اينكه اطلاعات جامعي را درباره چگونگي شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) بدست آورديد.

علت شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)

چگونگي شهادت حضرت فاطمه و ماجراي آتش زدن خانه حضرت علي (ع) از سوالات بسيار مهمي است كه در اذهان بسياري از افراد نقش بسته است،آيا چنان كه شيعيان مي‏گويند به ساحت حضرت فاطمه زهرا (س) نيز جسارت كردند؟ و بر آن حضرت صدماتي وارد شد كه منجر به شهادت او و فرزندش گرديد يا خير؟شهادت حضرت فاطمه

شهادت حضرت فاطمه

نحوه شهادت حضرت فاطمه الزهرا از ديدگاه اهل سنت

برخي از دانشمندان اهل سنت براي حفظ موقعيت خلفا از بازگو كردن اين قطعه از تاريخ خودداري نموده ‏اند؛ از جمله ابن ابي الحديد در شرح خود مي‏ گويد:«جساراتي را كه مربوط به فاطمه زهرا (س) نقل شده، در ميان مسلمانان تنها شيعه آن را نقل كرده است.»

البته برخي از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در اين بخش، از بيان واقعيات تاريخي شانه خالي كرده‏ اند؛

شهادت حضرت فاطمه الزهرا

رويداد هاي تلخ، شرايط سخت بيماري و دوري از پدر بيش از پيش شرايط جسمي و وضعيت روحي حضرت زهرا (س) را دشوارتر مي كرد، اما حضرت فاطمه (س) با اينكه روز به روز پيكرش آب مي‏ شد، هيچ شِكوه اي از بيماري نداشت.

در هنگام يورش حاكمان غاصب به خانه اش، حضرت زهرا (س) به گونه اي ميان درب و ديوار آسيب ديدند كه علاوه بر صدمه هاي سخت، جنين ايشان نيز سقط شد و تازيانه هاي بيشماري بر جان و روح او نشست. همه اين رويدادهاي تلخ و دردناك حضرت زهرا (س) را به بستر بيماري كشاند و به شهادت ايشان منجر شد.

شهادت حضرت فاطمه الزهرا

حضرت امام حسن مجتبي (ع) در يك مجلس مناظره در حضور معاويه خطاب به مغيرة بن شعبه فرمود:«انت الذي ضربت فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلي اللَّه عليه و آله حتي ادميتها و القت ما في بطنها...؛ تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختي، تا اينكه او بچه ‏اش را سقط كرد...»

حضرت امام صادق (ع) با تصريح بيشتر در مورد علت بيماري و شهادت فاطمه (س) مي‏ فرمايند:«و كان سبب وفاتها ان قنفذا مولي الرجل لكزها بنعل السيف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلك مرضا شديدا؛ سبب شهادت فاطمه (س) اين بود كه قنفذ (غلام خليفه دوم) با غلاف شمشير او را زده و بچه ‏اش را كشت و مادرم از اين جهت به بستر بيماري افتاد.»

حضرت فاطمه (س)، به ام ‏سلمه فرمود:برايم آبي آماده كن تا بدان غسل كنم، ام‏ سلمه آب را آورد و او غسل كرد و جامه پاكي پوشيد، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند،به طرف راستش رو به قبله خوابيد و دست راستش را زير صورتش گذاشت.

شهادت حضرت فاطمه الزهرا

همچنين در روايت ديگري آمده كه:حضرت به اسماء فرمودند:آبي برايم آماده كن، بعد با آن غسل كرده و سپس فرمودند:جامه ‏هاي جديدم را به من بده، آنها را پوشيده و فرمودند:بقيه حنوط پدرم را از فلان جا برايم بياور و زير سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اينجا بيرون برو، مي ‏خواهم با پروردگارم مناجات كنم.

اسماء مي‏ گويد:از اتفاق بيرون شدم و صداي مناجات آن حضرت را مي ‏شنيدم، آهسته به طوري كه مرا نبيند وارد شدم ديدم دست به سوي آسمان دراز كرده و مي‏ گويد:پروردگارا به حق محمد مصطفي و اشتياقي كه به ديدار من داشت، و به شوهرم علي مرتضي و اندوهش بر من و به حسن مجتبي و گريه ‏اش بر من و به حسين شهيد و پژمردگي و حسرتش بر من و به دخترانم كه پاره تن فاطمه مي‏ باشند و غم و اندوهي كه بر من دارند، از مي‏ خواهم كه بر گناهكاران امت محمد ترحم فرمائي و آنان را بيامرزي و به بهشت وارد كني كه تو بزرگوارترين سؤال شوندگان و مهربان‏ترين مهرباناني.

حضرت (س) ادامه داد و گفت:قدري مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم كه بسيار خوب و اگر جوابي ندادم بدان كه من به سوي پدر خود، (يا پروردگارم) رفتم.

شهادت حضرت فاطمه الزهرا

اسماء لحظه ه‏اي حضرت (س) را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابي نشنيد، صدا زد اي دختر محمد مصطفي، اي دختر گرامي ‏ترين كسي كه زنان حمل او را عهده ‏دار شدند، اي دختر بهترين كسي كه بر ريگ‏هاي زمين پاي گذارده، اي دختر كسي كه به پروردگارش به فاصله دو تير كمان و يا كمتر نزديك شد، اما جوابي نيامد چون جامه را از روي صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنيا رخت بر بسته است، خود را به روي حضرت انداخت و در حالي كه ايشان را مي ‏بوسيد، گفت:فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتي سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت برسان، آنگاه گريبان چاك زده و از خانه بيرون آمد، حسنين به او رسيده و گفتند:اسماء مادر ما كجا است؟ وي ساكت شد و جوابي نداد، آنان وارد اتاق شده ديدند حضرت دراز كشيده حسين عليه‏السلام حضرت را تكان داد ديد از دنيا رفته است، فرمود:اي برادر خداوند تو را در مصيبت مادر پاداش دهد.

امام حسن مجتبي (ع) خود را روي مادر انداخته و گاهي مي‏ بوسيد و مي ‏گفت:اي مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاي حضرت را مي ‏بوسيد و مي گفت:اي مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن.

اسماء به آنها گفت:اي فرزندان رسول خدا برويد نزد پدرتان علي عليه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنيد، آن دو از منزل بيرون رفته و صدا مي ‏زدند:يا محمداه يا احمداه، امروز كه مادرمان از دنيا رفت رحلت تو تجديد شد، بعد به مسجد رفته و علي عليه‏السلام را خبردار كردند حضرت با شنيدن خبر شهادت فاطمه عليهاالسلام از هوش رفت و با پاشيدن آب بر او به هوش آمد و چنين گفت:اي دختر حضرت محمد به چه كسي تسليت بگوئيم، من هميشه به وسيله تو دلداري داده مي شدم، بعد از تو چه كسي موجب دلداري و تسليت من خواهد شد.

 چگونگي شهادت حضرت فاطمه به نقل از خليفه دوم

خلاصه ماجرا همان است كه در نامه خود عمر به معاويه آمده است. در بخشي از آن چنين مي‏نويسد:

«...وقتي درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولي فاطمه درب خانه را حجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازيانه آن چنان بر بازوي او زدم كه مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوي او ماند؛ آن گاه صداي ناله او بلند شد؛ چنان كه نزديك بود به حال او رقت كنم و دلم نرم شود؛ ولي به ياد كشته‏هاي بدر و اُحد كه به دست علي كشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدي بر درب زدم كه از صدمه آن جنين او (به نام محسن) سقط شد. «فَعِنْدَ ذلك صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ يا اَبَتاهُ يا رَسُولَ الله‏ِ هكَذا كانَ يُفْعَلَ بِحَبيبَتِكَ وَ اِبْنَتِكَ...»؛ «در اين هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فرياد زد:اي پدر بزرگوار! اي رسول خدا! اين چنين با عزيز دلت و دخترت رفتار كردند.» سپس فرياد كشيد:فضه به فريادم برس كه فرزندم را كشتند. سپس به ديوار تكيه داد و من او را به كنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال مي‏خواست مانع (بردن علي) شود، من از روي روسري چنان سيلي به صورت او زدم كه گوشواره از گوشش به زمين افتاد...»

 علت و چگونگي شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
Powered by DorsaPortal